تارنمای کیانی مِه----------------- در گستر ه ای از سروده ها و دیدگاه های خودم ايرانيَت، رونوشتِ يك نام
Loading...
~-.

سه‌شنبه ۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۲

موافق های اجباری، مخالف های بی کینه


به نام ِ جعل ِ آزادی، دوباره طرحی از حیله

سرآغاز ِ دموکراسی، بدون وصله و پینه

دوباره یک حماسه با حضورملتی در خواب

سقوط ِ ارزش انسان، ظهور مرد ِ آدینه

دوباره کارزاری نو، سرِ خط، نقطه بی پایان

قلم زندانی عقل و شهامت در قرنطینه

صف ِ کشتار اندیشه، کنارِ صندوق ِ آرا

دوباره وقت ِتمدید ِ خیانت روبه آیینه

شعار ِ حفظ قدرت با نمایش های میلیونی

موافق های اجباری، مخالف های بی کینه

ورقها بی نم ِجوهر، که خیس از شرم ِ امضا شد

تب ِ بازارگرمی با فروش رای  بی شیله

دوباره آخر قصه، نمایش های تکراری

سیاهی های بی لشگر و داغ ِ خورده بر سینه

سکانسِ فصل ِ پایانی، من و تو نقش یک مجرم

به جرم ِ کشتن ِ فردا، شبیه مرگ در پیله
کیانی مه

یکشنبه ۵ فوریهٔ ۲۰۱۲

این که قرار ما نبود، ما به سکوت خو کنیم

این که قرار ِ ما نبود، ما به سکوت خو کنیم

قِصه ناتمام را غُصه قِصه گو کنیم


این که قرار ِ ما نبود، صبر قرار ِ ما شود


یار گرفتار ِ قفس، ما همه یاد ِ او کنیم


چاره کار این نشد، تا که چنین نشسته ایم


تا که به گرد ِ این قفس، یکسره های و هو کنیم


گر که نمرده زنده ایم از سر ِ این غم گران


کار ِ دگر بجز سکوت، باید اگر بگو کنیم


در پس ِ این شب ِ سیاه، صبح سپید روشن است


دست به دست هم اگر سوی امید رو کنیم


رسم ِ کدام قبیله ای مردن ِ بی بهانه شد


بهانه کن قبیله  تا، چاره ز ِ آبرو کنیم


تا که بهار آید و سرشود این خزان ِ درد


فصل ِ رهایی وطن، از قفس آرزو کنیم

 کیانی مه

چهارشنبه ۱۸ ژانویهٔ ۲۰۱۲

نمادی که هیچ مبارز ِانتحاری؛ شجاعتش را ندارد !

از حــــــــــال رفته اند چشم های هرزه ای که...

که خودشیفته تر از همیشه ..آزادی را زاغ می زنند...

و عقده های نارس را در شلوارشان! خالــــــــــــی می کنند!

اینان تلویحاً به جنون ِ خود ارضایی ِ تحجر دچار شده اند...

و از بس نمرده اند...

 رگ ِ غریتشــــان روی دستهایشان باد کرده است...

همچون دختران ِ به ظاهر ترشیده مسجد ِ بالادستـــی که...

قرار است با برف ِ سال آینده..... عاقـبت به خیر شوند!


سنگ کوب می کند.... تاریــخ ِ کـُـــهن سالِمان!

کمی خودت را برای جغرافیای فرهنگ ِ نــــَـــــم کشیده مان سانسور کن..

تا شاید سوءتفاهم برهنگی...

 با چادر ِ سیاه بختی هایمان بر طرف شود!

از این به بعد...

 سوژه خاطراتمان می شوی و نمادی که هیچ مبارز ِانتحاری؛ شجاعتش را ندارد !(هرچند به جرم ِ حماقت)

تو دیواری را از میان برداشتی که...

ارتفاعش بیش از هزاروچهار صد سال است.. برکشتزار ِهویتمان قد عـَلم کرده است.

کیانی مه

پ.ن
گلشیفته فراهانی هیچ نیازی به بازار گرمی و شهرت از برای باز خورد ِ کاری که انجام داد را نداشت.
او«علیاء» دختر ِ گمنام ِ مصری نیست که پس از پخش عکسهای تن ِ برهنه اش؛ علیاء شد.
او در جامعه ای زندگی می کرد که برداشتن ِ حجاب یعنی اقدام علیه امنیت ملی، یعنی شکستن ِ تابوهایی که پایه های جمهوری اسلامی برآن بنا شده است.
پس مقایسه کارِ گلشیفته با هر گونه عمل ِ مشابهی نادرست و بی ارزش خواهد بود.

share/bookmark